جلسه هماهنگی اسیستانت با کمک راهنما ها و مرزبانان (جلسه مجازی) 99/03/12
دوشنبه 12 خرداد 1399 ساعت 02:45 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر ساناز | ( نظرات )

جلسه هماهنگی اسیستانت شعبه خانم زارع با  حضور خانم جلالی

 و کمک راهنما ها و مرزبانان 99/03/12
  (جلسه مجازی)

با استادی کمک راهنما خانم لیلا  نگهبانی کمک راهنما خانم لیلا  دبیری کمک راهنما خانم نرگس

دستور جلسه: قهر و محبت راهنما، اثرات مخرب دلسوزی بیش از حد راهنما

سلام دوستان جلالی هستم همسفر

سپاس گذارم از خانم زارع عزیز ، ویس‌های شما را من گوش دادم لذت بردم دستتان درد نکند راهتان مستدام باشد برای شما انشالله و پربرکت

اگر بخواهم از مشارکت خودم بگویم تقریباً مواردی که به ذهن من هم می‌رسد مرور کردید و گفتید ، یک‌چند تا نکته هم من اگر اجازه بدهید و دوست داشته باشید ؛ من از تجربه خودم بگویم.

من در سیستم کنگره این‌طوری متوجه شدم استاد فردی است که آتش افروختن یاد بدهد به رهجو نه اینکه همیشه آتش را برایشان روشن کند؛ آتش اینجا به معنی نور است برای من البته ، برداشت من است که اگر من می‌خواهم کسی دستش را بگیرم و وارد نور بکنمش باید به آن یاد بدهم چگونه آن آتش را روشن کند نه اینکه آتش را برایش همیشه روشن کنم این مصداق همین دستور جلسه شما است که همیشه من باشم تا آن باشد . نه متوجه شدم که من باید چگونه وارد وادی تفکر شدن را به رهجو بیاموزم .

یکی از عزیزان اشاره کردن که ذهن رهجو خط‌خطی است . یعنی دچار افکار مختلف دچار بدبختی‌هاست چطوری یک رهجو من باید دستش را بگیرم و وارد وادی تفکر بکنمش راهنمایش کنم اگر من بتوانم رهجو را وارد وادی تفکر بکنم می‌توانم بسپارم دست خودش و به او بگویم که عزیزم زندگی پر از مسائل مختلف تو باید خودت یاد بگیری و استادی بشوی برای درون خودت ، استادی بشوی برای درون خودت که بدونی چگونه بیندیشی.

از قول حضرت علی (ع): من مللی را ستایش می‌کنم که چگونه اندیشیدن را به من بیاموزد نه اندیشه‌ها را.

کنگره برای ما این کار را می‌کند ، که چراهای ما را تبدیل به چگونه می‌کند ؛ چگونه بی اندیشم کنگره به من خوراک می‌رساند تغذیه می‌دهد ، به من  ، که یک تغذیه درست و مهم این است که من چه چیز برداشت بکنم.

هیچ جای نگرانی ندارد این‌ها سال‌ها طول می‌کشد آدم متوجه می‌شود که با رهجو می‌شود راهنما، با رهجو می‌شود راهنما ! تابستان ،  یکی از بچه‌ها از شهرستان آمده بود تهران من آمدم به‌طورمعمول مثلاً دلدارش بدهم و آرامش بکنم بعد رهجو طوری واکنش نشان داد به غم و اندوه خودش که وقتی آمدم خانه انگار همان موقع که داشت به من می‌گفت من از درون داشتم گریه می‌کردم می‌گفتم آ ره من این مسئله‌ای را که دارد میگوید من خودم هم اگر بودم این کار را می‌کردم . این دارد میگوید ولی مجبور بودم آرامش بکنم و بگویم فلان، فلان، فلان نه این‌جوری نکن نه آن طوری نکن یعنی می‌خواهم بگویم که ما بعضی از مسائل اصلاً به گردن ما نیست حالا آن رهجو در شرایط خاصی بوده.

این را از زبان استاد امین برایتان میگویم: استاد امین می‌گفتند رهجو نباید همه‌ی بارش را به دوش راهنما بگذارد.

من از عزیزان می‌خواهم که یک‌لحظه خودمان را بگذاریم جای آن‌کسی که میگوید من شوهرم معشوقه دارد اگر من بودم چه‌کار می‌کردم، من می‌توانم راهکار به آن بدهم شوهرم معشوقه دارد من چه‌کاری می‌توانم بکنم ما نباید اجازه بدهیم، اجازه بدیم نه به معنای پرخاش  من باید به رهجو یاد بدهم حیطه کاری من تا چه حد است.

حیطه کاری من درمان اعتیاد است نه مسائل خانواده ؛ ببینید اگر من هر کاری دارم می‌کند آن رهجو برای این نیستش که آن رهجو، رهجوی خوبی بشود برای کنگره رهجو باید اول‌ازهمه همسفر خوبی باشد برای مسافرش اول‌ازهمه باید مادر خوبی باشد در خانه‌اش  ، مادر محور خانه است.

وقتی‌که یک رهجو نتواند بار خودش را حمل کند و مطمئناً اثرات تخریبش در خانه خواهد بود. پس اینجاست که کار من یکم سخت، کار من به‌عنوان راهنما یکم سخت است اشکال ندارد یک رهجو اوایل که می‌آید. من وسط حرف‌هایم مثال می‌زنم براتان ملموس‌تر بشود.

 فکر کنم یکی دو سال مانده بود که لژیونم را تحویل بدهم بعد از سال‌ها دیدم که یک سفر اولی آمده و هر جلسه‌ای دارد از مشکلاتش میگوید من هم طبق معمول خواستم که این دو جلسه حرف بزند سه جلسه حرف بزند بعد بیاد و همساز شود با بقیه بعد دیدم که نه بقیه بچه‌ها گفتند که خانم جلالی گناه دارد بزارید بگوید گفتم باشد بگوید، بگوید ولی من هستم که آن لژیون دست من هست و می‌توانم آن را هدایت کنم  . اعتیاد شکلش همین است به این نتیجه رسیدم؛ به آن‌ها گفتم خوب اعتیاد شکلش همین است اگر که این‌ها را نداشت که اعتیاد نمی‌گفتن، یا بمبی که منفجر می‌شد و از آن‌همه‌ی افراد آسیب می‌بینند. آ ره شکل اعتیاد این هست باید بگیروببند بزن‌وبکش و طلاق و فلان باشد، اگر که غیرازاین باشد همه می‌رفتیم می‌زدیم. یکم هم جنبه شوخی می‌گرفت این حرف و به‌اصطلاح جو عوض می‌شد.

برمی‌گردم به صحبت استاد امین استاد امین می‌گویند که راهنماها نباید بار اضافی با خودشان حمل بکنند، عزیزان ما زن هستیم احساساتی هستیم، مادر هستیم، همسر هستیم ما هر وقت از کنگره بیرون می‌آییم همه‌چیز را همان‌جا بزاریم بیاییم زندگی‌مان را بکنیم.

یک‌چیز مشهودی که من خیلی دیدم این هست که رهجو مانده سه سال یا چهار سال است که مانده است کنگره نه خدمت می‌کند نه هیچ‌چیز، همش هم روحیه طلب کاری پیداکرده است نسبت به راهنمایش؛ چرا نبودید من او مدم شما نبودید چرا نبودی من حالم بد است من حالم بده؛ خانم راهنما به من گفت من گفتم چه‌کار کردی باهش گفتم اصلاً درست نیست چی کار کردی عزیزم این باید یا خدمت کند خوب چی شده. خیلی هم بلبل است خیلی هم سر زبان دارد خیلی هم فلان است یا باید خدمت کند یا بعد از دو سال الآن سیستم کنگره جوری پیش می‌رود که اگر بعد از دو دونیم سال در شعبه خدمتی نداشته باشیم باید خداحافظی کنی و صندلی‌ات را بدهی به کسی دیگر.

نتوانستیم وارد وادی تفکرش بکنیم این رهجو را، نتوانستیم به او یاد بدهیم که چراغش را خودش روشن بکند خودش باید مسائلش حل بکند و این خیلی قشنگ است خیلی قشنگ است که رهجو طوری پیش برود که وارد وادی تفکر بشود.

حالا این وارد وادی تفکر شدن تجربه من یک‌چیز دیگری است، تجربه هرکدام شما می‌تواند به چیز دیگری باشد. من آمدم به او گفتم یک نگاهی به خودت بکن به تک‌تک رهجوها به خودتان یک نگاهی بکنید ببینید چی شده نمی‌توانید بگویید بنویسید وقتی می‌نوشت تازه متوجه می‌شد.

من هرچند وقت یک‌دفعه به خودم نگاه می‌کنم به درونم خودم نگاه می‌کنم این‌هایی که میگویی آیا خودت انجام می‌دهی، خداوکیلی خشم نداری؟ چرا دارم ... حقیقتش هنوز خشم دارم گاهی اوقات نمی‌توانم خودم نگه‌دارم. چند روز پیش رفته بودم تو بانک نشسته بودم جلوی آن آقا این‌قدر خودم را نگه داشتم تمام‌صورتم یخ‌کرده بود و عصبانی شده بودم از دست آن آقا ولی واکنش نشان ندادم وقتی آمدم بیرون گفتم آفرین که هیچ چی نگفتی اون آقا من از شماره 18 تا 25 جلوی خودش نشونده بود و کار این و آن را انجام می داد میفهمیدم چی هست ارباب رجوع های مثلا پولدارش بودند یا مثلا کسایی بودند که دسته چک میخواستند واستا آقا همین الان کار من را ول میکرد کار بقیه را انجام میداد من همین طور نشسته  بودم جلوی ایشون.

وقتی اومدم بیرون به همسرم گفتم همسرم گفت: میخواستی بهش تذکر بدهی گفتم نه این آقا یک دفعه کار من را خوب انجام داده بود گفتم بذارناسپاس نباشم بعد هم اعصاب خودم خورد میشد.

ولی گاهی اوقات خشم داریم  ، همه ی ما جاری هستیم بعضی روزها دیدم که میگیم از دنده راست بلند شدی یا از دنده چپ بلند شدی  . هستیم ولیکن بر میگردم به دستور جلسه وارد وادی تفکر شدن خیلی هم سخت نیستش افکار را باید بشناسیم باید بشناسن در عین واحد چند تا فکر را باهمدیگر نداشته باشند همیشه من رهجو باید بدونم اولویت من چی هست امروز ده تا برنامه برای خودم میزارم نمیتونم انجام بدهم خوب نذارم ولی راه حل من باید با ذهنم به دوستی برسم . اگر نفس را میتوانم آموزش بدهم ذهنم هم میتوانم آموزش بدهم حس هم میتوانم آموزش بدهم.

دعا کنید برای من که این آغاز نامه من بیاد بیرون بتوانیم بیشتر باهم دیگر باشیم و بیشتر حرف بزنیم و نه اینکه من بلدم نه اصلا این طوری نیست من رهجو هستم وتا عمر دارم و تا هر وقت که در کنگره هستم هیچی هم نمیدونم هر چی هست برای استادهای ما است این ها همه صحبتهایی که من از آقای مهندس و استاد امین و خانم آنی گرفتم شک ندارم.


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر جمعه 16 خرداد 1399 10:31 ق.ظ
سلام خدا قوت به خانم جلالی عزیز و خانم زارع و کمک راهنمایان گرامی خیلی انرژی گرفتم ممنونم از همگی و همچنین خانم ساناز
معصومه همسفرمجیدلژیون چهارم بنیان پنجشنبه 15 خرداد 1399 09:50 ق.ظ
عرض سلام وخداقوت خدمت خانم جلالی عزیز
بسیارعالی بود سپاس ازاینکه هستیدوما ازحضورتون انرژی می گیریم
خداقوت خدمت کمک راهنمایان عزیز
خداقوت به مرزبانان محترم
سپاس ازگروه سایت وخانم سانازعزیز
همسفر مهدیه چهارشنبه 14 خرداد 1399 05:53 ب.ظ
عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت خانم جلالی عزیز و دوست داشتنی خیلی عالی صحبت می کنید و برای من خیلی مفید بود فرمایشات شما آن شالله همیشه سلامت و برقرار باشید بهترینم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات